تبلیغات
✗♫♪سرزمینــــ×ـــ×ــن دخــترونـــهـ♪♫✗ - مطالب مدرسه
دخترا بهترینن،بهترین ها دخترن

معلمامون

چهارشنبه 19 مهر 1396 08:57 بعد از ظهر

نویسنده : ✗Mιѕαкι Ƥнαηтσм Hινє✗
ارسالشدهدر: مدرسه ،
سلام 

عزادار شدین؟

مدرسه ها شروع شدهT-T

چرا؟؟؟؟؟

نه ماه مدرسه...

سه ماه تعطیلی!

ناعادلانست!

بذارین معلمامونو معرفی کنم:

خانم علوی:معلم ریاضی و هنر مهربون عالی!

خانم روحی:معلم ادبیات و هدیه بسیار بداخلاق! وای به حال کسی که مشق نداشته باشه یا درسو بلد نباشه! کلکش کنده س!

خانم تقی زادگان:معلم اجتماعی آروم و صبور به نظر میرسه اما بسیار بداخلاقه!

خانم...صبوری؟صابری؟صاربی؟یا صاحبی؟:معلم قرآن بداخلاق نیس اما مهربونم نیست... اما اگه یه نفر گوش نده از کنترل خارج میشه =/

خانم رحمتی:علوم ته وسواس! صاف بشینین پاهاتونو جفت کنین کیفاتونو بذارین وسط تا فاصله استاندارد رعایت بشه اگه تاخیر داشته باشین دفه اول بخشش دفعه دوم دم در کلاس وایمیسین دفعه سوم راهرو پایین دفعه چهارم حیاط دفعه پنجم دم در مدرسه دفعه ششم.... 





خونه!

بسمالله!

خدا به کلاس پنجمیا رحم کنه با این معلما!

جییییییییییغ!

وای وای وای!

تازه از نازممون نگفتم!

خانم پیکردار!

بسم الله رحمن رحیم!

وای وای نگم براتون میدونین از کدوماس!

بـــــــایO_O



دیدگاهها : نظرات
آخرینویرایش: چهارشنبه 19 مهر 1396 09:20 بعد از ظهر

بازهم فرزانه

چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 04:26 بعد از ظهر

نویسنده : ✗Mιѕαкι Ƥнαηтσм Hινє✗
ارسالشدهدر: مدرسه ، طنز ، نشریه ،
سلام
بازم از فرزانه
میخاستم این یه غافلگیر براتون باشه اما باید بگم...
من میخاستم همه ی قدرت ها از بدن خواهرها ی نیدرا استار به بدن خود نیدرا استار بره
بعد فرزانه برداشته گفته:
《نه نه این کارو نکن》
بعدشم این داستان تعریف کرده:
 کریسلیس و جورجینا (آخر میگم جورجینا کیه )
باهم همدست شدن که یه کاری کنن که نیدرا استار که تو باشی همه ی قدرت ها رو برای خودش برداره آخه کریسلیس میتونه یه کاری کنه حریف فکر کنه خودش داره فکر میکنه(آره جون عمت/:) 

حالا چی میگین؟     



جورجینا:شخصیت خیالی قاتل که خودش ساخته



دیدگاهها : نظرات
آخرینویرایش: چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 04:45 بعد از ظهر

دیگه طاقتم طاق شده

سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 03:04 بعد از ظهر

نویسنده : ✗Mιѕαкι Ƥнαηтσм Hινє✗
ارسالشدهدر: مدرسه ، نشریه ، متفرقه ،
سلام
این پست رو فقط کسانی بخونند که اهمیت میدند:

فرزانه رو میشناسید؟
این وبشه:
Raynbodash.mihanblog.com
و 
Blakdash.mihanblog.com
خب هردو وبلاگ رو من ساختم
و اما حرف های همیشه گیش تو مدرسه
《من دیروز رفتم تو آیینه پیش توایلایت اینا توایلایت بهم گفت...》
یا
《من دیروز تو اتاقم بودم داشتم فلان کارو میکردم یهو دیدم تو هوام دارم پرواز میکنم》
یه بارم تو اردو بودیم من از این اسباب بازی کوچولو ها برده بودم بعد رفتیم بازدید از یه موزه
بعد که برگشتیم گم شد تو جیب سوئیشرتم بوده نفهمیدم
بعد که پیدا شد فرزانه برداشته گفته
《داشت از اونجا مییومد بعد رفت تو جیبت!》
آخه شما جای من بودین باور میکردین؟
نه! خداییش باور میکردین؟
آره؟
شما چی میگین؟
دیگه طاقتم طاق شده!
اه!
حالا یه چیز دیگه...
من از کلاس اول یه دوستی داشتم اسمش فاطمه بود.
خیلی خیلی صمیمی بودیم
بعد فرزانه اومده مارو از هم جدا کرده خودشو چسبونده به من
شما بگین بهش چی بگم؟



دیدگاهها : چی بگم بهش؟؟؟
آخرینویرایش: سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 03:18 بعد از ظهر

افتتاحیه

دوشنبه 30 اسفند 1395 04:36 بعد از ظهر

نویسنده : ✗Mιѕαкι Ƥнαηтσм Hινє✗
ارسالشدهدر: مدرسه ، اخبار وبلاگ ، متفرقه ،
سلام
از این به بعد
توی وب آموزش میزارم
در خوستی بدین اگه بلد بودم حتما میزارم



دیدگاهها : نظرات
آخرینویرایش: چهارشنبه 2 فروردین 1396 04:07 بعد از ظهر